رزم رستم و ویروس
كنون رزم virusورستم شنو.....................دگرها شنيدستي اين هم شنو
كه اسفنديارش يكي disk داد....................بگفتا به رستم كه اي نيكزاد:
در اين disk باشد يكي فايل ناب............كه بگرفتم از سايت افراسياببرو خرمي كن بدينdisk هان................كه هم نون و آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوي خانه اش..................شتابان به ديدار رايانه اش
دگر صبر وآرام و طاقت نداشت......مر آن disk را در drivاش گذاشت
نكرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت................يكي list ازrootديسكت گرفت
در ان disk ديدش يكي فايل بود...............بزد enter آنجا و اجرا نمود
به ناگه چنان سيستمش كرد hang......كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ
تهمتن كلافه شد و داد زد...........................ز بخت بد خويش فرياد زد
چو تهمينه فرياد رستم شنود......................بيامد كه ليسانسش رايانه بود
بدو گفت رستم همه مشكلش....................از آن disk و برنامه ي قابلش
چو رستم بدو داد قيچي و ريش...................يكي bootable آورد پيش
يكي toolkit اندر آن disk بود.................بر آورد آن را و اجرا نمود
به ناگه يكي رمز viruse يافت..............پي حذف امضاي ايشان شتافت
چو viruse را نيك بشناختش..........مر از boot sector برانداختش
يكي ضربه زد بر سرش toolkit.....كه هر byte آن گشت هشتاد bit
به خاك اندر افكند viruseرا...............تهمتن به رايانه زد بوس را
چنين گفت تهمينه با شوهرش......كه اينبار بگذشت از پل خرش
دگر بار برنامه اين سان مكن ........ز رايانه اصلا تو صحبت مكن
قسم خورد رستم به پروردگار.......نگيرد دگر disk از اسفنديار......











